الشيخ حسين المظاهري
62
اخلاق در خانه (فارسى)
او بودند . يك تاجرى عباى تابستانى براى مرحوم حاج شيخ آورد . ايشان ديدند اين عبا خيلى عالى است . اين عباهاى نازك بدن نما هميشه گران بوده و هست . مرحوم حاج شيخ ديدند اين عبا را يك مرجع بپوشد يك مقدارى زننده است اما نمىخواستند هديهى كسى را رد كنند . زيرا نمىشود هديه را رد كرد ؛ جنبهى خوبى ندارد . لذا مرحوم حاج شيخ به اين تاجر فرمودند : آقا اين عبا چقدر قيمت دارد ؟ او نمىخواست بگويد . آقا فرمودنداين چند عباى معمولى مىشود ؟ گفت : شانزده عباى معمولى مىشود . مرحوم شيخ فرمودند : ممكن است اين عبا را كه من قبول كردم به شانزده عبا تبديل كنى ؟ گفت : بله . فرمودند : تبديل كن . اين آقاى نتاجر رفت بازار و شانزده عبا گرفت ؛ آن عبا را داد شانزده عبا آورد در نزد شيخ گذاشت . آقايان طلبهها ، فضلا در جلسه نشسته بودند . مرحوم حاج شيخ يك عبا داد به اين و به آن يكى و به آن ديگرى تا شانزده عبا تمام شد . يكى را هم همانجا به دوش گرفتند و بعد رو كردند به اين تاجر گفتند : حالا بهتر است يا آن وقت ؟ اگر آن وقت من عبا را پوشيده بودم يك نفر پوشيده مىشد اما حالا شانزده نفر را پوشاندم كدام بهتر است ؟ نگوئيد نمىشود ، به خدا مىشود . نگوئيد ما مسؤول نيستيم ، همه مسؤوليم : كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته جوانهاى عزيز ! همه و همهً ما اگر انقلاب بخواهيم يعنى اين ،